مسافر

راحت شد

راحت شد از نگاهای هیز این مردم 

راحت شد از متلک ها 

راحت شد از غصه خوردن

راحت شد از بی پولی و بی کسی و دل شکستن و تنهایی

راحت شد...

اللهم عجل لولیک الفرج !!!!!!!!!!

۱۰

عمیـــــق مث قبر


خوابی از نوع مرگ 
کاغذی از جنس وصیت 
بدنی با حس و حال سرد
مغز و قلبی تعطیل

و اینگونه جوانی میمیرد...
۹

یکم بخندید :|



درد و دل همس با خدا :| خیلی هم ظریف و 5+1 :|
۷

عکاسی :)


مادر بزرگ همیشه میگفت درد تن یک جا نمیماند کلیه میزند به کمر , کمر میزند به پا , پا میزند به قلب...

میگفت درد هی توی تنت تقسیم میشود

اما درد روح قلمبه میشود و یک جا امانت را می بُرَد

هر کسی هم از راه برسد و بپرسد چه مرگت است ؟

فقط میشود دستت را روی کمر و زانو ات بگذاری و بگویی تیر میکشد 

درد روح را نمیشود نشان کسی داد ... 



خیلی تمرین کردم یه امروز به یادت نباشم تقریبا هم موفق شدم 

ساعت 6 عصر شده بود و اصلا تو ذهنم خطور نکرده بودی ...

همین الآنم ک نزدیک یازده شبِ اصلا بهت فکر نمیکنم 

حتی الآن که دارم اینو مینویسم 


حمید جدیدی

۸

زندگی تو مرگ خلاصه میشه


یه دونه خودکار و یه کاغذ سفید جلوته هر چی دری وری از ذهنت میگذره پرتشون میکنی روش آخه کی میخواد اینو بخونه ؟ برا کی مینویسی ؟ برا خودت ؟ خودت که داری زهر زندگی رو میچشی! هر دقیقت هر ثانیت فکره ... فکر این که برا چی ادامه میدی اصلا برا چی ادامه میدی ؟ برا زندگی که هیچ وقت خوشیش رو ندیدی ؟ برا کدوم خاطره خوشت ؟

همیشه همین بوده و هست از وقتی خودمو شناختم همش تو بدبختی خودمو دیدم

برا فرار ازش هیچ راهی نیس باید بکشی تا آخر آخرش

مگ این ک تموم بشه ماجرا

تو خوب بودی بهتر از همه میخندیدی شاد بودی قوی بودی

ولی بعد یه مدت دیگ زمان نمیگذره خودت میشی و فکر و خیالاتت این ک چرا اینطوری شد

حسرت میخوری تا برگرده روزای خوشت ...

نفس میکشی , راه میری ,نگاه میکنی , ولی دیگ مردی 

۷
About Me
زندگی نفس کش میخواد :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان