مسافر

۷۸ مطلب توسط «مسافر ...» ثبت شده است


من واسه ی داشتن تو نذر کردم ...

من تو رو یه فرشته فرض کردم ...


هر چی زخمی تر وحشی تر میشم


ممکنه هر آن از زندگی ببری ..


یه مغز تعطیل


لعنت به هر چی خاطرس...


موی سفید توی سن و سال کم...




دیگ جون نداره دستام 

آخر قصه رسیده 

:)


 اینو میشناسی؟


آره خب نمک دون نیس مگ؟


آره ولی آخه چرا برا خوب شدن زخمام از این میپاشی 


خیلی بده وقتی داری تایپ میکنی

از کلیدای خیس کیبورد بفهمی داری گریه میکنی 


داستان غم انگیزیست

که هر کسی چیزی را در زندگی از دست داده است

اما داستان کسی که 

او را نداشته و از دست داده است 

فرق میکند :)

چی بگم از کجا بگم/دردمو با کیا بگم


بهتره که دم نزنم/حرفی از عشقم نزنم


از عشقی که گم شد و رفت/عاشق مردم شد و رفت


چه حالتی داره چشات :)


بشنوید با هندزفری لطفا :)



کاش فرشته ای هم بود به نام عشقائیل

که روزی در صور خود بدمد

و بگوید هجران و دلتنگی تمام شد

هر کسی عشقش را بردارد و ببرد


#درد_پایانی_ندارد

>