مسافر


بشنوید


خواهشا با هندزفری باشه

متن ادامه ...


کاش میشد مُرد


بی آنکه 


مادر بفهمد

1)خدایا ما روزه میگیریم که با زبونمون غیبت و تهمت و افترا و فحش نگیم

ما روزه میگیریم که با پاهامون به راهی که تو دوس نداری نریم

ما روزه میگیریم که چشممون دنبال حرام نگرده

ما روزه میگیریم که دستمون به حرام دراز نشه


اما ما 

فقط گشنگی و تشنگی میکشیم همین


2) آقای رییس جمهور محترم این ملت خر نیستن  (از ماست که بر ماست)


3)چرا باید این جریان فمینیسم رشد پیدا کنه واقعا؟

چه حقی از خانم ها گرفته شده؟

من عقده ای نیستم اما جدا همون بهتر که مث عربستان حق هیچی رو بهشون ندیم

انگار داریم خفشون میکنیم

والا

اون از خانم فلان بازیگر شهرزاد که رو دستشون علامت فمنیسم رو کشیده 

و اون از ......


4)خدایا مارو آفریدی برا چی؟ برا این که جلو مردم هم خجالت نکشیم از گناه کردن

واقعا ماها چی فک کردیم

چی هستیم مگه

چیزی جز یه مایه ی گندیده

هیییی

تو روز روشن سیگار تو دهنش با اون هیکل گَندش 

نونی که حلال نباشه تحفش جز این نمیشه


5)ولش نمیگم


اعصابم یکم خط خطی شده ....



صدا آخر و هندزفری

داره دیوونم میکنه

سلام خوبی 

عه چقد مغرور شدی دیگ سرتو ازم برمیگردونی 

نگات یه جوری شده مگه همونی نبودی که ...

راستی چرا دیگ اون چادرت نیست چادری که سیاهیش مث شب بی ماه بود

منم نمیشناسی منو ؟ منم همونی که هر روز...

هه

باشه ببخش مزاحم شدم


راستی ...


یکی که دلش شکسته


گوشه ی صحنت نشسته


دخیله درداشو بسته


عاشق دلخسته


....


تنها که بشی 

                               میمیری



مویم سپید و قلبم سیاه و بختم تباه/چون برگزیده ام دگری را به خود پناه


رنگ چو خون و حالم نگون و از فرط درد/همچون دلیر خسته ی جا مانده از سپاه


حالی برای حال و مضارع نمانده است/وقتی که حال ماضی من گمشده در آه


از بس به حال فاجعه درمانده گشته ام/ای دل شکسته میشوی حتی به یک نگاه


بغضم حصار حنجره ام را بریده است/سرباز عقل و چیره به احساس پادشاه


آماده ام به دوش جماعت روان شوم/آقا مسافرم بِبَریدم به جایگاه


تنها برای من صلواتی کفایت است/یارم چو آیدم شب یلدا کند پگاه


شاعر: س.محمدمهدی

>