مسافر

هه


خیلی وقت بود خوش میگذشت

خیلی وقته خوشم که میگذره :)

۴

چه احمقانه زنده ام چه وحشیانه نیستی


خانم از آقاش ماشین رو خواسته بود تا ماشین رو برونه بچه ها جلو نشسته بودن و آقا هم چون دیده بچه ها گریه میکنن رفته عقب نشسته از اونجا خانم رو راهنمایی میکرد که اینطوری برو خانم تا دیده یکم قلق روندن دستش اومده سرعت رو میبره بالا از پشت یه ماشین دیگه ای با سرعت زیاد تر از این داشت میومد بوق زده که بکش کنار من رد شم خانم هم دست و پاش رو گم کرده و فرمون ماشین رو محکم چرخونده از رو پل 4 تایی افتادن پایین دو تا بچه ها و آقا و خانم ... برا بچه ها هیچی نشده فقط هر دوشون سه چار تا بخیه خوردن خانم بچه هاش و آقاش رو تنها گذاشت آقا هم کمرش شکسته و یکی دو تا از دنده هاش خورد شده

دلم برا اون دخترش میسوزه تا دید جنازه ی مادرش جلوشه قطره های گرم رو گونش سر میخوردن

مامان مامانش غسالخونه رو برداشته بود

مادر 32 ساله رفت و دختر رو ول کرد بین کسایی که هیچ دردی ازش دوا نمیکنن و زخم رو نمکش میشن

پسر ادامه میده ولی دختر ...

دیگ چطور باید قوی باشه و زندگی پوچش رو ادامه بده ؟


+آقا تو بیمارستان : چرا هیشکی به دیدنم نمیاد ؟؟؟ حال خانم بچه هام چطوره ؟؟؟ چرا اونا نمیان ؟؟؟

+ زهر مار اولسون بو دونیا

۴

ااححح


اصلا جنبه ی دیدن این فیلم ها رو ندارم

خیلی از هم وبلاگیا و سایت ها این فیلم هارو گذاشته بودن و آدم رو ترغیب میکردن که بره ببینه

رفتم دانلود کردم کاش که نمیکردم


زندگی خیلی از مردم این کشور اینطوریه 

آدم که تو نعمت باشه نمیفهمه دیگران چی میکشن

خیلی فیلم بد و ناراحت کننده ای بود

خیلیییی

۴

یوسف یوسف ...

چرا اینجا ؟ از کجا دانستی مرا اینجا خواهی یافت؟

هر روز اینجا آرزوی وصل شمارا میکردم 

میدانم انتظار سخت است

سخت تر از آن طعنه هایی ست که میشنیدم همه میگفتند بس کن تا کی میخواهی در انتظار یوسف بمانی ؟ با خود گفتم اگر این دفعه هم نیامدید اراده ی خدا بر این وصلت نیست

ولی آمدم آیا آمدنم روییدن عشقی دوباره است ؟

من هم آمدم تا نبی خدا مرا هم چون مردم مصر به بندگی بگیرد

ولی من از امروز همه ی مردم مصر را آزاد کرده ام

من آزادی نمیخواهم آمده ام تا در بند باشم

مبارک است این بندگی مبارک است


طعنه هایی که در فراق یوسف فاطمه نمیشنویم که آیا شعار نیست آیا ادعا نمیکنی که آرزوی وصلش را داری؟

کدامین جمعه می آید تا همه ی این انتظار ها تمام شود


هر چه میکشیم از این زندگی از آزادیمان است

آزاد که باشیم هر کاری را برای خود مباح میکنیم

ما بنده نیستیم ما تسلیم نیستیم 

خدای خیالی ما با بت های آنها چه فرقی میکند ؟

وقتی نمود خدا را در هیچ چیز درک نمکنیم ؟



خدایا ارحم الراحمین تر از تو هم هست ؟

به سوی خدا فرار کنید

و انا من شروطها را فراموش نکنید

۳

جمعه...


گاهی وقتا جدا دلم برای بی کسیاش میگیره

آدم تا یه حدی صبر داره و میتونه دووم بیاره 

فدای دل تنهای آقا برم

هیشکی به غیر خودش به فکرش نیست 

این شیعه ها چه کارایی که نمیکنن 

آقا مگ به جز ما از کی انتظار داره ؟


اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا و غیبه ولینا

هیی خدا بگم غلط کردم میاد ؟

۴
About Me
زندگی نفس کش میخواد :)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان