مسافر


داستان غم انگیزیست

که هر کسی چیزی را در زندگی از دست داده است

اما داستان کسی که 

او را نداشته و از دست داده است 

فرق میکند :)

چی بگم از کجا بگم/دردمو با کیا بگم


بهتره که دم نزنم/حرفی از عشقم نزنم


از عشقی که گم شد و رفت/عاشق مردم شد و رفت


چه حالتی داره چشات :)


بشنوید با هندزفری لطفا :)



کاش فرشته ای هم بود به نام عشقائیل

که روزی در صور خود بدمد

و بگوید هجران و دلتنگی تمام شد

هر کسی عشقش را بردارد و ببرد


#درد_پایانی_ندارد

دلم میخواهد یک نفر محکم بزند ;


زیر گوشم دلیلش مهم نیست ;


فقط بشکند این بغض لعنتی ....

نمی فهمی

چه بی اندازه بی رحمی


اول سرت گیج میره

بعد چشات تار میشه

ولی

.

.

آخرش عالیه



مسافر به مقصدش میرسه

حکم ارتدادت را میدهند 

و

میخواهند تنت را چهار میخ کنند

سنگسارت  کنند

که باید تمام روحت زجر بکشد

و

این تمام شدنی نیست

با هر طلوع شب آغاز میشود


بزرگ بانوی شهر که باورش میشد

ز خاک کوچه حسن گوشواره بردارد


روضه : به تابوت وقتی حرکت دادند زینب (س ) گریه کرد

ترکیش خوبتر میشه : تابوته وردیلر حرکت زینب آغلادی


حرمت این روزا رو نگه داریم 


-خوب خوابیدی تو این دنیا ؟

سیس حرف نزن وظیفت چیه ؟

-اومدم جونت رو بگیرم 

خب وظیفت رو انجام بده به کارای دیگ کاری نداشته باش
فقط زود باش که دیگ حوصله ندارم یه ثانیه هم اینجا باشم

بغض یعنی دردایی که رسیدن به گلوت 

بغض یعنی تنهایی و نمونده هیچکی پهلوت

بغض یعنی که غرورت نذاره بریزن اشکات 

بغض یعنی حرفایی که خشک شدن پشته لبهات 

بغض یعنی شبهایه تنهایو خرابی بغض یعنی فکرو خیالش نذاره بخوابی 


بغض هه :)
>